شيخ ذبيح الله محلاتى
268
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بسوختم پس فاطمه در خانه را حجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحاب من گرديد با تازيانه چنانش بزدم كه بازوى وى مانند دملج گرديد از اثر تازيانه در آن وقت صداي ناله او بلند شد چندانكه نزديك بود به حال او رقت كنم و دلم نرم شود ولى متذكر شدم قتلاى بدر و احد را كه بدست على مقتول شده بودند و كيد محمد و سحر او را ياد آوردم آتش غضبم افروختهتر گرديد لگدى بر در زدم فاطمه در عقب در بين در و ديوار واقع شد چنان در خانه را به شكم او فشار دادم كه از صدمه در جنين او كه او را محسن نام گذاشته بودند سقط شد ( فعند ذلك صرخت فاطمة صرخة حسبتها قد جعلت اعلى المدينة اسفلها فقالت يا ابتاه يا رسول اللّه هكذا كان يفعل بحبيبتك و ابنتك آه يا فضة إليّ فخذينى فقد و اللّه قتل ما فى احشائي من الحمل ) اين وقت فاطمه چنان صرخه و ناله از او بلند شد كه من گمان كردم مدينهء زير زبر گرديد و فاطمه همىگفت اى پدر بزرگوار ببين با دختر عزيزت چه معامله مىنمايند سپس گفت آه اى فضه بدادم برس بچهام را كشتند به خدا قسم حملى كه در رحم داشتم مقتول شد پس تكيه به ديوار كرده من در را به عقب انداختم داخل خانه شدم فاطمه با آن حال از پيش روى من درآمد و بيم آن بود كه ديدهاى من تاريك شود مرا مانع از دخول خانه گرديد من از روي خمار چنان سيلى به صورت او زدم كه گوشواره در گوش او درهم شكست و روى زمين ريخت در اين وقت على بن ابى طالب شتابزده از جاى جستن كرد چون اين بدانستم از خانه بيرون تاختم و خالد را گفتم هرآينه از امر عظيم صعبى گريختم چون جنايت عظيمى صادر شده فلذا ايمن بر نفس خود نباشم و اينك على از خانه با حال غضب بيرون آمد كه نه مرا و نه شما را طاقت آن نيست كه با على روبرو بشويد پس على از خانه بيرون شد فاطمه را نگريست كه قصد نفرين دارد فضربت يديها الى ناصيها لتكشف عنها و تستغيث بالله العظيم لما نزل بها فاسبل على عليها ملائها و قال لها يا بنت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ان اللّه بعث اباك رحمة للعالمين و ايم اللّه و لئن كشفت عن ناصيتك سائلة الى ربك لاجابك و يهلك هذا الخلق حتى لا يبقى على الارض منهم بشر فكونى يا سيدة النساء رحمة على هذا الخلق المنكوس و لا يكوني عذابا ) يعنى على فاطمه را فرمود اگر نفرين كنى صاحب